هویی دیلمه دستک یاها گون آیا ..... چه کسی در قلب مرا میزند؟ چه کسی میاید؟
هم پهی گیسنه خرارونگه دالا ..... چه کسی اینچنین چهره مرا رنگین میکند؟
خوشی نه هاماری همه مار دالا هو مارد ..... این شادمانی و خوشحالی مرا میکشد
ناچاند هاتهله بل سجایا ..... هیچگاه از ماه چیزی نخواستم
نا تارو سه گویی پی ریشتا بنایا ..... هیچوقت به ستارگان متوسل نشدم
نا رب سه پی گویی شیکایت گی ....
. حتی هیچوقت از خدا شکایت نکردم.
هر غم گو همنه چوبایا ..... تمام غمهایم را پنهان کردم
هر سیتم گو هسگه اوتایا ..... در برابر هر ظلم و ستمی، لبخند زدم
هاتو گوپی گله سه لگایا ..... مانند خاک که گلها را در آغوش میکشد
اور پولوسه زخم اوتایا ..... غم را به آغوش کشیدم و زخمی شدم
ها مگر دعامه جب یه هات اوتایا ..... اما هرگاه دستم را برای دعا بالا بردم
خداسه دعامه تومهه ..... از خدا تورو طلب کردم.
هر غم گو همنه چوبایا ..... تمام غمهایم را پنهان کردم
هر سیتم گو هسگه اوتایا ..... در برابر هر ظلم و ستمی، لبخند زدم
هاتو گوپی گله سه لگایا ..... مانند خاک که گلها را در آغوش میکشد
اور پولوسه زخم اوتایا ..... غم را به آغوش کشیدم و زخمی شدم
ها مگر دعامه جب یه هات اوتایا ..... اما هرگاه دستم را برای دعا بالا بردم
خداسه دعامه تومهه ..... از خدا تورو طلب کردم.
سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ | 18:57
هدف من از ایجاد وبلاگ این است که آن چه را که خود یاد گرفتم به دوستان علاقه مند به هندوستان آموزش زبان آن کشور رابیاموزم.