شور عشق
عشق شوری در نهد ما نهاد جان ما را در کف غوغا نهاد
گفت و گویی در زبان ما فکند جست و جویی در نهاد ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد آرزویی در دل شیدا نهاد
قوصه خوبان به نوعی باز گفت کآتشی در پیر و در بر نا نهاد
رمزی از اسرار باده کشف کرد راز مستان جمله بر صحرا نهاد
از خمستان جرعه ای بر خاک ریخت جنبشی در آدم و حوا نهاد
عقل مجنون در کف لیلی سپرد جان وامق در لب عذرا نهاد
بهر آشوب دل سوداییان خال فتنه بر رخ زیبا نهاد
وز پی برگ و نوار بلبلان رنگ و بویی در گل رعنا نهاد
فتنه ای انگیخت ، شوری در فکند در سرای شهر ما چون پا نهاد
جای خالی یافت از غوغا و شور شور غوغا کرد و رخت آن جا نهاد
نام ننگ ما همه بر باد داد نام ما دیوانه رسوا نهاد
چون عراغی را درین ره خام یافت جان او بر آتش سودا نهاد
فخراالدین عراقی
هدف من از ایجاد وبلاگ این است که آن چه را که خود یاد گرفتم به دوستان علاقه مند به هندوستان آموزش زبان آن کشور رابیاموزم.