من دیشب کیسم را گرفتم. ویندوزم فردای آن روز پرید.D:
یک کمم از مسافرتی که رفتم تعریف کنم ...
ساعت ۷ بلند شدیم و ۸ حرکت کردیم ۸:۳۰ فرودگاه رسیدیم.
من وسط راه پرسیدم زیر چایی را خاموش کردید؟ هیچ کس یادش نبود که خاموش هست یا نه.........بابا مجبور شد برگرده خونه خوش به حال آژانس شد چون با همان آژانس رفت و برگشت .ما بچمدان ها را دادیم و منتظر شدیم تا بابا بیاد، ۹:۳۰ آمد. ساعت پرواز ۱۰:۳۰ بود.یک ربع به ۱۱ بود که پرواز کردیم و ۲ بندر عباس بودیم. هتل که رسیدیم و اتاق را که تحویل گرفتیم رو به دریا نبود اعتراض کردیم.تا ساعت ۴:۳۰ استراحت کردیم . قرار بود تور ما را ببرد آب گرم گنو آقایان رفتند و ما خانم ها هم رفتیم شهر بازی کردیم . خیلی هم خندیدیم
.
فردا صبحش ساعت ۶ بلند شدیم پس از صرف صبحانه سوار اتوبوس شدیم رفتیم سوار کشتی شدیم و پس از طی مسافتی رسیدیم قشم و سوار ماشین شدیم و به جنگل حرا رفتیم و سوار قایق شدیم . خوب بود. ساعت ۱۲ ناهار خوردیم و بعد هم رفتیم خرید .....تا ساعت ۱۶ و قتی برگشتیم ساعت ۱۹ بود. شام هم رفتیم رستوران کنار ساحل هتل و من میگو سفارش دادم خوشمزه بود.![]()
ادامه دارد.
هدف من از ایجاد وبلاگ این است که آن چه را که خود یاد گرفتم به دوستان علاقه مند به هندوستان آموزش زبان آن کشور رابیاموزم.