نوادههای تیمور همچون شاهرخ و همسرش گوهرشاد در ایران کارهای بسیار ارزشمندی را در راستای فرهنگ ایرانی از خود به جای گذاشتند و دیگر نوادگان او چون بابر و فرزندانش سهم مهمی در گسترش فرهنگ ایرانی در سراسر شبه قاره هند برعهده گرفتند. حکمرانان این سلسله به تدریج تمامی شبه قاره را تحت فرمان گرفتند اما پس از مدتی بخشهایی از جنوب هند از اختیار آنان خارج شد. این سلسله در نیمه سده ۱۷ میلادی و در زمان شاه جهان بزرگترین و ثروتمندترین امپراتوری جهان بود. این سلسله آخرین دوران طلایی امپراتوریهای اسلامی بهشمار میرود. در سال ۱۷۳۹ میلادی با حمله نادرشاه افشار به هندوستان مقدمات انقراض این امپراتوری فراهم شد و در سال ۱۸۵۷ پس از سالها نبرد سرانجام کمپانی هند شرقی توانست این امپراتوری را منقرض کرده و سرزمینهای آنرا تصرف کند.
زبان رسمی در دربار گورکانیان هند، فارسی بود و فرهنگ ایرانی نفوذ قابل توجهی در این دربار داشت و همین باعث گسترش زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در شبه قاره هند شد.
پس از مرگ تیمور ترکان عثمانی و آل جلایر و ترکمانان، برخی سرزمینهایی را که تیمور گرفته بود تصرف کردند. بااین همه، فرزندان تیمور موفق شدند که شمال ایران را در مدت یک سده تحت فرمانروایی خود نگاهدارند. ولی آنان اغلب با یکدیگر در کشمکش بودند. سرانجام شاهرخ موفق شد که مناقشات اقوام خود را تا حدی رفع و قدرت و اعتبار کشور را نگهداری کند. ولی پس از مرگ او منطقه تحت فرمانش به قسمتهای کوچکتر مجزا شد و صفویان توانستند آنها را به حکومت خود پیوست کنند.
با این حال خاندان تیموری از میان نرفت و نوادگان تیمور به سرکردگی بابر چندی پستر فرمانروایی خود را به هندوستان بردند و دولت سلسلهٔ بابری را بنیاد گذاردند که اروپائیان آن را مغول کبیر مینامند.
دوران شکوه امپراتوری گورکانی یا مغول کبیر تا اواسط پادشاهی اورنگزیب عالمگیر بود پس از وی یعنی در دوران مغول صغیر از قدرت این امپراتوری به شدت کاسته شد و کشور هند که در روزگار اکبرشاه و شاهجهان و اورنگزیب سیر تمدن و ترقی را آغاز کرده بود رو به ضعف نهاد. بهادرشاه دوم آخرین فرمانروای گورکانی بود که در سال ۱۸۵۷ میلادی تاج و تخت را به انگلیسیها واگذار کرد.
پس از حمله ی نادرشاه گورکانیان ضعیف شدند در جنوب پادشاهی ماراتا که قدرتی تازه و دشمنی خطرناک از هر لحاظ حتی فرهنگی به شمار می آمد مناطق جنوبی را تصرف کرد. دین رسمی حکومت ماراتا هندو بود در حالی که گورکانیان یک دولت مسلمان بودند. به این ترتیب گورکانیان ضعیف شدند تا اینکه در سال ۱۸۵۷ میلادی بدست کمپانی هند شرقی بریتانیا نابود شدند.
[ویرایش] پادشاهان گورکانی هندوستان
| پادشاهان گورکانی هندوستان | ||||||||||||
| پادشاه | آغاز پادشاهی | پایان پادشاهی | ||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بابر (ببر) | ۱۵۲۶ | ۱۵۳۰ | ||||||||||
| همایون | ۱۵۳۰ | ۱۵۴۰ | ||||||||||
| دوران تصرف افغانها | ۱۵۴۰ | ۱۵۵۵ | ||||||||||
| همایون | ۱۵۵۵ | ۱۵۵۶ | ||||||||||
| اکبرشاه | ۱۵۵۶ | ۱۶۰۵ | ||||||||||
| جهانگیرشاه | ۱۶۰۵ | ۱۶۲۷ | ||||||||||
| شاه جهان | ۱۶۲۷ | ۱۶۵۸ | ||||||||||
| اورنگزیب | ۱۶۵۸ | ۱۷۰۷ | ||||||||||
| بهادرشاه اول | ۱۷۰۷ | ۱۷۱۲ | ||||||||||
| جهاندار شاه | ۱۷۱۲ | ۱۷۱۳ | ||||||||||
| فرخسیار شاه | ۱۷۱۹ | ۱۷۱۹ | ||||||||||
| رفیع الدرجات | ۱۷۱۹ | ۱۷۱۹ | ||||||||||
| رفیع الدولت(شاهجهان دوم) | ۱۷۱۹ | ۱۷۱۹ | ||||||||||
| نیکوسیر | ۱۷۲۰ | ۱۷۲۰ | ||||||||||
| محمد ابراهیم | ۱۷۲۰ | ۱۷۲۰ | ||||||||||
| محمد شاه (که از نادرشاه افشار شکست خورد.) | ۱۷۱۹ | ۱۷۴۸ | ||||||||||
| احمدشاه بهادر | ۱۷۴۸ | ۱۷۵۴ | ||||||||||
| عالمگیر دوم | ۱۷۵۴ | ۱۷۵۹ | ||||||||||
| شاهجهان سوم | ۱۷۵۹ | ۱۷۵۹ | ||||||||||
| شاه عالم دوم | ۱۷۵۹ | ۱۸۰۶ | ||||||||||
| اکبرشاه دوم | ۱۸۰۶ | ۱۸۳۷ | ||||||||||
| بهدرشاه دوم | ۱۸۳۷ | ۱۸۵۷ | ||||||||||
پس از مرگ تیمور ترکان عثمانی و آل جلایر و ترکمانان، برخی سرزمینهایی را که تیمور گرفته بود تصرف کردند. بااین همه، فرزندان تیمور موفق شدند که شمال ایران را در مدت یک سده تحت فرمانروایی خود نگاهدارند. ولی آنان اغلب با یکدیگر در کشمکش بودند. سرانجام شاهرخ موفق شد که مناقشات اقوام خود را تا حدی رفع و قدرت و اعتبار کشور را نگهداری کند. ولی پس از مرگ او منطقه تحت فرمانش به قسمتهای کوچکتر مجزا شد و صفویان توانستند آنها را به حکومت خود پیوست کنند.
با این حال خاندان تیموری از میان نرفت و نوادگان تیمور به سرکردگی بابر چندی پستر فرمانروایی خود را به هندوستان بردند و دولت سلسلهٔ بابری را بنیاد گذاردند که اروپائیان آن را مغول کبیر مینامند.
دوران شکوه امپراتوری گورکانی یا مغول کبیر تا اواسط پادشاهی اورنگزیب عالمگیر بود پس از وی یعنی در دوران مغول صغیر از قدرت این امپراتوری به شدت کاسته شد و کشور هند که در روزگار اکبرشاه و شاهجهان و اورنگزیب سیر تمدن و ترقی را آغاز کرده بود رو به ضعف نهاد. بهادرشاه دوم آخرین فرمانروای گورکانی بود که در سال ۱۸۵۷ میلادی تاج و تخت را به انگلیسیها واگذار کرد.
پس از حمله ی نادرشاه گورکانیان ضعیف شدند در جنوب پادشاهی ماراتا که قدرتی تازه و دشمنی خطرناک از هر لحاظ حتی فرهنگی به شمار می آمد مناطق جنوبی را تصرف کرد. دین رسمی حکومت ماراتا هندو بود در حالی که گورکانیان یک دولت مسلمان بودند. به این ترتیب گورکانیان ضعیف شدند تا اینکه در سال ۱۸۵۷ میلادی بدست کمپانی هند شرقی بریتانیا نابود شدند.
[ویرایش] پادشاهان گورکانی هندوستان
| پادشاهان گورکانی هندوستان | ||||||||||||
| پادشاه | آغاز پادشاهی | پایان پادشاهی | ||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بابر (ببر) | ۱۵۲۶ | ۱۵۳۰ | ||||||||||
| همایون | ۱۵۳۰ | ۱۵۴۰ | ||||||||||
| دوران تصرف افغانها | ۱۵۴۰ | ۱۵۵۵ | ||||||||||
| همایون | ۱۵۵۵ | ۱۵۵۶ | ||||||||||
| اکبرشاه | ۱۵۵۶ | ۱۶۰۵ | ||||||||||
| جهانگیرشاه | ۱۶۰۵ | ۱۶۲۷ | ||||||||||
| شاه جهان | ۱۶۲۷ | ۱۶۵۸ | ||||||||||
| اورنگزیب | ۱۶۵۸ | ۱۷۰۷ | ||||||||||
| بهادرشاه اول | ۱۷۰۷ | ۱۷۱۲ | ||||||||||
| جهاندار شاه | ۱۷۱۲ | ۱۷۱۳ | ||||||||||
| فرخسیار شاه | ۱۷۱۹ | ۱۷۱۹ | ||||||||||
| رفیع الدرجات | ۱۷۱۹ | ۱۷۱۹ | ||||||||||
| رفیع الدولت(شاهجهان دوم) | ۱۷۱۹ | ۱۷۱۹ | ||||||||||
| نیکوسیر | ۱۷۲۰ | ۱۷۲۰ | ||||||||||
| محمد ابراهیم | ۱۷۲۰ | ۱۷۲۰ | ||||||||||
| محمد شاه (که از نادرشاه افشار شکست خورد.) | ۱۷۱۹ | ۱۷۴۸ | ||||||||||
| احمدشاه بهادر | ۱۷۴۸ | ۱۷۵۴ | ||||||||||
| عالمگیر دوم | ۱۷۵۴ | ۱۷۵۹ | ||||||||||
| شاهجهان سوم | ۱۷۵۹ | ۱۷۵۹ | ||||||||||
| شاه عالم دوم | ۱۷۵۹ | ۱۸۰۶ | ||||||||||
| اکبرشاه دوم | ۱۸۰۶ | ۱۸۳۷ | ||||||||||
| بهدرشاه دوم | ۱۸۳۷ | ۱۸۵۷ | ||||||||||
| [نهفتن]
| |
|---|---|
| پادشاهان | |
| رویدادها | |
| معماری | |
| مخالفان |
ابراهیم لودی · شیرشاه سوری · همو · مهارانا پراتاپ · گوکولا · شیواجی · خوشحالخان ختک · گورو گوبیند سینگ |
هدف من از ایجاد وبلاگ این است که آن چه را که خود یاد گرفتم به دوستان علاقه مند به هندوستان آموزش زبان آن کشور رابیاموزم.