۵شنبه
۸ مهر ۱۳۸۹
۲۱ شوال ۱۴۳۱
۳۰ / Sep/ ۲۰۱۰
روز جهانی ناشنوایان
هشتم مهر هر سال برابر سی ام سپتامبر، «روز جهانی ناشنوایان» نام گذاری شده است. هدف از این نام گذاری، ارتقای فرهنگ ارتباط با ناشنوایان، دانسته هایی از زبان اشاره و آگاهی سیاست مداران و همچنین عموم مردم از مشکلاتی است که این قشر با آن رو به رو هستند.
شیوه رفتار اعضای خانواده و جامعه با کودک ناشنوا، در رشد عاطفی، سازگاری اجتماعی، آمادگی آموزش مهارت های زبانی و تحصیل او بسیار مهم و تعیین کننده است. خانواده و اجتماع با پذیرش واقع بینانه مشکل فرد ناشنوا باید در راه پرورش استعدادها و توانایی های او یاری اش دهند. وضعیت مطلوب برای ناشنوا، استفاده از موقعیت های در دست رس افراد عادی است. وظیفه اصلی در تربیت کودک ناشنوا و کمک به رشد او، بر عهده خانواده است. باید وضعیت واقعی کودک را پذیرفت و بهترین کار را برای کمک به وی انجام داد. پذیرش فرد ناشنوا از طرف خانواده، اجتماع و شناخت تفاوت های او و کنار آمدن با آن، نیازمند عشق، علاقه، صبر، حوصله و برخورد منطقی است.
موانع ارتباط اجتماعی ناشنوایان با جامعه
آیا تاکنون از خود پرسیده ایم که ارتباط موجود در جامعه، چه قدر صحیح و منطقی است که به ارتباط آسان تر با ناشنوایان بینجامد؟ مگر نه اینکه یکی از مهم ترین اهداف آموزش ناشنوایان، اجتماعی کردن آنهاست؟ آیا به عنوان پدر و مادر ناشنوا، معلم ناشنوا، دوست ناشنوا یا عضوی از جامعه، با خود اندیشیده ایم که آیا ناشنوایان به این هدف دست یافته اند و اگر نه، علت چیست؟
به یقین، یکی از عوامل دست نیافتن مربیان ناشنوا و نیز خود ناشنوایان به این هدف، نقص ارتباطی موجود در رفتارهاست. بنابراین، نادرستی ارتباط ها، اجتماعی شدن ناشنوایان و به تبع آن، تعلیم و تربیت آنان را خدشه دار ساخته است.
رفتارهای ترحم آمیز
یکی از موانع برقراری ارتباط ناشنوایان با جامعه، رفتارهای ترحم آمیز اطرافیان است. اگر چه در آموزه های اخلاقی و دینی، درباره رعایت رحم و انصاف بسیار سفارش شده است، ولی باید توجه داشت که رعایت عدالت حکم می کند رفتارهای ترحم آمیز، به جا استفاده شود. در بعد آموزشی نیز ترحم بی مورد و بی اندازه، به گستاخی، مظلوم نمایی و افت تحصیلی ناشنوایان می انجامد. این رفتارها موجب می شود فرد ناشنوا، خود را موجودی مستحق ترحم بداند. در نتیجه، نخستین مشکلی که ناشنوایان را تهدید می کند، افسردگی و دوری کردن از جامعه است و دور شدن ناشنوا از جامعه، به فرآیند جامعه پذیری او آسیب جدی وارد می کند.
سازمان رفاه ملی ناشنوایان
سازمان رفاه ملی ناشنوایان ایرانی، سازمانی وابسته به وزارت کار و امور اجتماعی است که در سال 1350 تأسیس شد. هدف از تشکیل این سازمان، ایجاد هماهنگی میان مؤسسات دولتی، غیردولتی و خیریه است. در برنامه این سازمان، پیش گیری، درمان، آموزش و همچنین تأمین اشتغال و رفاه گروه ناشنوایان، نیمه شنوایان و کسانی که مشکل گویایی دارند، قرار دارد. این سازمان تلاش می کند شخصیت این افراد را پرورش دهد، آنان را با اجتماع سازگار کند و با به کار بردن روش های جدید، آنها را برای خدمات گوناگون آماده سازد.
نخستین معلم گل های خاموش
استاد جبار باغچه بان(عسکرزاده) یکی از خادمان پر تلاش فرهنگ ایران و به معنای واقعی کلمه معلم بود. زنده یاد باغچه بان در سال 1298 آموزگاری را آغاز کرد. وی نخستین مؤسس کودکستان ناشنوایان در تبریز بود. باغچه بان، اولین شخصی است که در ایران، آموزش شنیداری و دیداری را به دستگاه آموزش کشور وارد کرد و برای نخستین بار به فکر آموزش و تربیت کودکان ناشنوا افتاد. او ابتدا با مخالفت های شدید وزارت فرهنگ وقت روبه رو شد، ولی با تلاش و پشتکار فراوان، در یک سال موفق شد به سه کودک ناشنوا، خواندن و نوشتن بیاموزد. استاد باغچه بان، نخستین دبستان ناشنوایان را در چهار راه حسن آباد تهران، در خانه ای محقر تأسیس کرد.
از زبان یک نیمه ناشنو
خدای مهربانم!
من بنده تو هستم، همان که به خواست و مصلحت تو، .من با داشتن حس نیمه شنوایی ام در مدرسه عادی با داشتن مشکلات فراوان درس بخوانم.من از حس بینایی ام برای فهمیدن مطالب استفاده کردم و لب خوانی خوب بلدم .خدا را شکر میکنم که با زبانم صحبت می کنم و نه از دست هایم.در یکی از نمایشگاه اختراع نرم افزار گفتار را به نوشتداری تبدیل می کرد .اگر این وسیله را به صورت کوچکتر اختراع می کردند که افراد مانند من خوب نمی توانند صحبت کنند تا دیگران بفهممند از آن وسیله استفاده کنند.
نمی دانم منظورم را رسانده ام یا نه.
خداوند را شکر می کنم.کمکم کرد تا بتوانم درس بخوانم و تا مقطع کاردانی بروم. کارشناسی قبول شدم ولی نشد بروم .بار الها! این بنده ناچیز، تو را به خاطر همه آنچه از نعمت ها که در اختیار او قرار داده ای و آنچه به مصلحت قرار نداده ای سپاس می گوید؛ چرا که تو قادر مطلقی.
نعمت شنوایی
در اهمیت حس شنوایی، این گفته هِلِن کِلِر، گویاتر از هر سخنی است. او که با وجود نابینایی و ناشنوایی، یکی از موفق ترین افراد استثنایی است، می گوید:«اگر این فرصت به من داده می شد که یکی از دو حس خود را بازیابم، ترجیح می دادم نابینا بمانم، ولی بشنوم».
اگر از نعمت شنوایی محروم باشیم، هرچند آموختن برای ما ناممکن نمی شود، ولی بسیار دشوار است. پس توجه به این نعمت بزرگ الهی که یکی از راه های بسیار مهم آموختن و فهمیدن است، حالت سپاس را پیش می آورد و تصور نبود آن کافی است تا به ارزش آن پی ببریم. از این رو، خدا در قرآن می فرماید: «بگو: اگر خداوند شنوایی و دیدگان شما را بگیرد و بر دل هایتان مهر بزند، کدام معبود آن را به شما پس می دهد؟» شکرانه این نعمت، بهره گیری خداپسندانه و مسئولانه از آن است، چنان که در یکی از دعاها، خواسته بندگان از خداوند این است: «پروردگارا! ما را از گوش ها، چشم ها و نیروهایمان بهره مند گردان».
سکوت
از کجا آمده ای؟
از دیار ساکن!
... و شما می شنوید
نه به مانند حضور
بلکه آن قلب شما با تمام احساس
نطق دل می شنود با تمامی وجود
و شما می دانید
که دیار ساکن
اهلش از خورشید است
که صدای پر مرغابی را
با همان عطر حضور دل خود می شنود.

هدف من از ایجاد وبلاگ این است که آن چه را که خود یاد گرفتم به دوستان علاقه مند به هندوستان آموزش زبان آن کشور رابیاموزم.